السيد الطباطبائي
20
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
اما اگر كلمه « بغض » را تاويل كنيم و آن را در بستر « ارزش » و « مدرّج بودن ارزش موجودات در نظر خداوند » معنى كنيم ، مشكل حل مى گردد . از باب مثال : مى گوئيم انسان اشرف مخلوقات است و آهو در درجه پائين تر ، و سوسك از آن نيز پائين تر و . . . و اين حديث مى گويد در درجات ارزش ، انسان احمق از همه اشياء پست تر است . نه آهو در نظر خدا مبغوض است و نه سوسك و نه انسان احمق . زيرا بغض را در اين حديث ، تاويل مى كنيم . بنابر اين ، طباطبائى ( ره ) پس از ردّ نظر مجلسى ( ره ) ، منافات را حل نكرده است و مشكل سر جاى خود مانده است و نتيج فرمايش ايشان مصداق « كرّ على مافرّ » و مصداق « مصادره به مطلوب » است . اما وجه دوم : مجلسى پس از بيان پيام حديث به شرحى كه گذشت ، با آوردن لفظ « او » بستر ديگرى براى معنى حديث باز مىكند تا مشكل منافات مذكور ، حل شود . اين بستر عبارت است از : « چگونگى رفتارهاى موجودات فاقد عقل در نظر خداوند » . آيا همه موجودات فاقد عقل با هر رفتارى كه داشته باشند ، در نظر خداوند از محبوبيت مساوى برخوردارند ؟ . البته چنين نيست . زيرا حيوانات نيز از نوعى « اختيار » و انتخاب برخوردار هستند . و در رفتارهايشان حسن انتخاب و قبح انتخاب هست . گرچه به دليل فقدان عقل نه محشرى دارند و نه آخرتى و نه بازخواست خواهند شد . زيرا اين « تكليف » فقط به موجود عاقل متوجه است . عقل هم حكم مىكند كه دو آهو با دو رفتار و انتخاب حيوانى خود ، هرگز در نظر خداوند از محبوبيت مساوى برخوردار نيستند ، حديث هاى متعددى نيز داريم كه اگر حيوانى